6 غریبه که در خانه ی مردم زندگی می کردند

مطمئنا خانه تنها جایی است که در آن احساس امنیت و آرامش می کنند. حالا تصور کنید که در مدتی طولانی، یک غریبه جایی در خانه تان مخفی شده باشد. چه حسی پیدا می کنید؟ در این پرونده ماجرای افرادی را می خوانید که در این حریم امن بیگانه ای را پیدا کرده اند.

6- زنگ بی خانمان

در کانشان چین، مردی به نام وانگ متوجه شد که اتفاق های عجیبی در خانه اش می افتد. مثلا این که وقتی در خانه نبود کسی نیمی از غذایش را می خورد، پولهایش گم می شد و وقتی به خانه بر می گشت وسایل خانه در جای خود نبودند. این اتفاق ها برای وانگ بسیار عجیب بود زیرا او همیشه در و پنجره های خانه را پیش از بیرون رفتن قفل می کرد. 29 مارس 2014، وقتی وانگ از بیرون به خانه برگشت نتوانست در آپارتمانش را باز کند. او با پلیس تماس گرفت و موضوع را با آنها در میان گذاشت. پلیس وارد خانه شد و پس از جستجو، حفره ای در سقف آشپزخانه پیدا کرد. این حفره به انباری آپارتمان سه طبقه راه داشت. وقتی ماموران به آنجا هجوم بردند متوجه شدند که در داخل انباری مرد بی خانمانی به نام زنگ زندگی می کند. او در تمام این مدت وارد خانه یانگ و همسایه ها می شد و با دزدیدن پول و وسایل آنها، مخارج زندگی اش را تامین می کرد. زنگ در این مدت مبلغ دو هزار یوان از همسایه ها دزدیده بود.

5- دوستی در انباری

سپتامبر 1941 بود. تئودور ادوارد کانیز تصمیم گرفت به خانه یکی از دوستانش به نام فیلیپ پیترز که سال ها او را ندیده بود برود.
فیلیپ در دنور کلرادو زندگی می کرد. وقتی تئودور به خانه دوستش رسید هیچکسی در خانه نبود و در خانه قفل بود.
پای همسر پیترز شکسته بود و او به بیمارستان رفته بود. کانی تصمیم گرفت قبل از این که پیترز برسد وارد خانه او شود. وی هر طور که بود در را باز کرد و وارد خانه شد. تئودور که حوصله اش سر رفته بود تصمیم گرفت چرخی در خانه بزند. او در کوچکی پیدا کرد که به انباری باز می شد. تئودور مرد کوچک اندامی بود و به راحتی توانست وارد انباری که سقف کوچکی داشت بشود و در آنجا حرکت کند. او با خودش فکر کرد بهتر است تمام زمستان را در آنجا بماند بدون این که به دوستش پیترز اطلاع دهد. تئودور هفته ها در انباری پنهان بود. هر وقت که فیلیپ پیترز از خانه بیرون میرفت او برای حمام کردن از مخفیگاه خود خارج می شد تا این که هفدهم اکتبر از راه رسید. تئودور که تصور می کرد پیترز از خانه بیرون رفته است از انباری بیرون آمد و به آشپزخانه رفت تا غذایی برای خودش درست کند. پیترز که در پذیرایی چرت میزد با چشمانی نیمه باز متوجه تئودور شد اما او را نشناخت. تئودور وقتی فهمید دوستش متوجه او شده، با اسلحه به سمت وی شلیک کرد و او را به قتل رساند و بعد هم به مخفیگاه خود بازگشت.
پلیس با دیدن صحنه ی جرم بسیار متحیر شده بود. تمامی درها و پنجره ها بسته بود و نشانه ای از ورود و خروج قاتل به خانه دیده نمی شد. مدت کوتاهی پس از این ماجرا، همسر تئودور از بیمارستان مرخص شد. او برای انجام کار های خانه یک خدمتکار گرفته بود . این در حالی بود که همه مطمئن بودند که در خانه آنها، ارواح پرسه می زنند. وقتی هیچکسی در خانه نبود، مردم چراغ های خانه را روشن می دیدند و یا صداهایی از داخل خانه می شنیدند. با وجود تحقیقات پلیس، نتیجه ای به دست نیامد و به این ترتیب، همه مطمئن بودند که خانه مورد نظر محل رفت و آمد ارواح است، به این ترتیب قرار شد پلیس، خانه را از دور تحت نظر داشته باشد. سی ام جولای 1943 یازده ماه پس از تحت نظر داشتن خانه، بالاخره تئودور پرده خانه را کنار زد تا بیرون را تماشا کند و به این ترتیب، یکی از همسایه ها صورت او را مشاهده کرد و به پلیس خبر داد.
پلیس در یک عملیات ضربتی به خانه حمله کرد و قاتل دستگیر شد. کانیز پس از دستگیری به جرم قتل دستگیر و زندانی شد. او در شانزدهم می 1967 جان خود را از دست داد.

4- غریبه ای در زیر زمین

“لما کلن” 73 ساله متوجه شد که اطراف خانه اش حوادث عجیب و غریبی رخ می دهد. او هنگام بیرون رفتن از خانه اش در واشنگتن در را می بست اما وقتی بر میگشت در حیاط پشتی را باز میدید. بوی عجیبی از خانه به مشام می رسید، بویی شبیه سیگار که همیشه او را آزار می داد. وقتی زمستان از راه رسید خانم کلن متوجه شد سیستم گرمایشی به خوبی عمل نمی کند و خانه سرد است. او تعمیر کار را خبر کرد تا نگاهی به سیستم گرمایشی خانه بیندازد. اما وقتی تعمیر کار به زیرزمین رفت متوجه یک نفر شد که در فضای خالی موتور خانه بر روی زمین خوابیده و بخشی از لوله را بریده تا گرما از آنجا خارج شود. جالب اینجاست که هیچ کدام از سه سگ خانگی کلن متوجه این مرد غریبه نشده بودند. مرد غریبه بیشتر از یک سال بود که در زیرزمین خانه خانم کلن زندگی می کرد.

3- نامزد سمج

دسامبر 2010، زن ناشناسی در مادیستوی کالیفرنیا از این که اطراف خانه اش حوادث غیر منتظره ای رخ می دهد نگران شد. او مطمئن بود که نامزد سابقش به نام “میگوئل لوئا” مسبب همه این حوادث است. زن به لوئا مشکوک بود و فکر می کرد او وارد خانه اش می شود. یک شب زن از خواب بیدار شد تا تلفن همراهش را شارژ کند اما هر چه گشت نتوانست آن را پیدا کند، همان شب با پلیس تماس گرفت و پلیس تمام خانه را جستجو کرد.
لوئا در انباری خانه پنهان شده بود، او تلف همراه نامزد سابقش را برداشته بود تا متوجه شود آیا او قصد ازدواج با فرد دیگری را دارد یا خیر. پس از دستگیری لوئا معلوم شد که او یک بار دیگر به خاطر جرمی مشابه دستگیر شده بود.

2- استنلی کجاست؟

سال 2008، خانواده فرانسوی “ویلکس” که در پنسیلوانیا زندگی می کردند احساس کردند اوضاع خانه شان مثل همیشه نیست. نزدیک کریسمس بود و صداهای عجیب و غریبی از خانه به گوش می رسید.
در ابتدا “استیسی فرانس” فکر می کرد صداها کار چند بچه گربه است و یا سه دختر بچه اش شیطنت کرده اند، تا این که روز کریسمس چندین وسیله خانه ناپدید شد.
به نظر می رسید یک نفر وارد خانه شده و هدایای کریسمس را دزدیده است. آنها فورا پلیس را با خبر کردند. روز بعد جای پایی در یکی از کمددیواری های خانه پیدا شد که به انباری ختم میشد.
پلیس دست به کار شد و این بار سگ های جستجو گر نیز همراه پلیس بودند.
در بررسی های پلیسی مشخص شد که در انباری خانه، “استنلی کارتر” 21 ساله زندگی می کند.
کارتر در تمام مدتی که آنجا زندگی می کرد لباس های اعضای خانواده را می پوشید و از وسایل آنها استفاده می کرد. استنلی همراه خانواده ای که همسایه خانواده ویلکس بودند زندگی می کرد اما پس از مدتی آنها از استنلی خواستند خانه را ترک کند و از آن موقع به بعد وی ناپدید شد. استنلی پس از دستگیری به 23 ماه زندان محکوم شد.

1- ملاقاتی در بیمارستان

“کارلو کاستلانوس فریا” اولین بار “میشل فردنبرگ آنین” را در یکی از بیمارستان های واشنگتن ملاقات کرد. هر دوی آنها در آنجا کار می کردند. فریا خدمتکار بود و آنین سرپرست بخش فیزیوتراپی بود.
پس از اولین ملاقات، فریا با دیدن آنین 32 ساله به او علاقمند شد و هر جا که وی میرفت او را تعقیب می کرد. یک بار آنین کلید خانه اش را روی میز کارش رها کرد و فریا از فرصت استفاده کرد و کلید را برداشت و از روی آن برای خودش ساخت و دوباره کلید ها را سرجایش گذاشت. یک روز فریا، دزدکی وارد خانه آنین شد و بدون این که او متوجه شود دوربین مخفی ای بر روی میز کار دختر بیچاره در اتاقش کار گذاشت، خودش هم زیر تختخواب پنهان شد. او دو روز در خانه بود تا این که خواهر آنین متوجه او شد و وی را دستگیر کرد. پلیس در بازرسی خانه فریا، چندین عکس قاب شده از آنین پیدا کرد. فریا به 38 ماه زندان محکوم شد. از این ماجرا فیلمی نیز ساخته شده است.

منبع: دو هفته نامه همشهری سرنخ

درباره‌ی محمدرضا حسینی

تصویر پروفایل محمدرضا حسینی
محمدرضا هستم. عاشق خوندن و نوشتن درباره ی چیزهای جالب و هیجان انگیز. امیدوارم لحظات خوبی رو در این وبسایت سپری کنید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

رفتن به نوارابزار